ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

450

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

كردند ، او را آن حال دليل گشت ، و از علويان باز جست ، همچنان گفتند ، پس بفرمود تا آنجا گور ساختند و قبه بر سرش و زيارت همى كردند ، تا عهد عضد الدوله ابو شجاع فنا خسرو بن الحسن بن بويه ، پس آن را حايطى فراخ بكشيد برين سان كه اكنون مشهد است بفرمود كردن ، و اهل شيعت از همه جوانب چيزها فرستادن گرفتند و تحفها مقيمان را و خزانهء آن را خصوصا از مصر ، تا برين صفت شد كه اكنون بجايست ، و آن را زيارت كنند ، و خداوند تعالى عليم‌تر بدان ، و حسن را چون زهر دادند خواستند كه او را پيش پيغامبر عليه السلام دفن كنند ، خلاف برخاست ، و او را هم بر گورستان بقيع دفن كردند ، و حسين را چون بكربلا آن حادثه افتاد همانجايگاه از آن ديه حبر [ 1 ] جماعتى بيامدند و او را دفن كردند و مشهد ساختند و ساكنان و مجاوران ( 293 - ب ) در وى بنشستند تا متوكل خراب فرمود كردن ، و ناپيدا كرد . بعد از آن علويان باز آبادان و معمور كردند و اهل شيعت عمارت آن بيفزودند بر آن سان كه اكنون بجايست ، و از فرزندان حسين و برادرانش و اهل بيت عليهم السلام بسيارى آنجايگاه مدفون‌اند ، از آن جماعت كه با وى كشته شدند و از آن جماعت اهل شيعه همچنين . معاويه و يزيد و معاوية بن يزيد و مروان بن الحكم : اين جماعت را جمله [ مرگ ] بدمشق افتاد ، و همانجايگاه دفن كردند ، و تربت ايشان ظاهر است ابن الزبير عبد الله و عبد اللّه بعد از آنك او را دفن كردند ، و پيش [ 2 ] از آن از دارش فرو گرفتند ، بفخ مكه ويرا دفن كردند . عبد الملك بن مروان و وليد و سليمان : هر سه را بدمشق دفن كردند و تربت ايشان مفردست از ديگرها عمر بن عبد العزيز بدير سمعان مرده است از ناحيت حمص و هم آنجايگاه [ دفن ] كردند . يزيد بن عبد الملك بدمشق مدفونست در تربت پدرش . [ هشام بن عبد الملك ] هشام بن عبد الملك بر صافه بمرد و همانجايگاه دفن كردندش ( 294 - آ )

--> [ ( 1 ) ] ظ : عقر : دهى است از حدود نينوا نزديك به آن جائى كه حضرت حسين در مقابل منع حر بن يزيد ناگزير فروذ آمده بود و آن زمين كربلا بود [ ( 2 ) ] در عبارت خللى است .